آرشیو اینترنتی یوسف اباذری

بازدیدکننده عزیز این وبلاگ تلاشی است برای تهیه آرشیوی از مطالب اینترنتی مربوط به دکتر یوسف‌علی اباذری، استاد جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. این آرشیو اینترنتی صرفاً محلی است برای گردآوری نوشته‌ها و متون مربوط به وی و در انتخاب این مطالب سلیقه خاصی اعمال نمی‌شود. تمام مطالب با ذکر منبع نقل قول می شوند و انتشارشان در این آرشیو به معنی تائید محتوای هیچ یک از آنها نیست. در صورتیکه از مطالب، اخبار یا نوشته های مربوط دکتر یوسف اباذری آگاه می‌شوید، خوشحال می‌شویم که با ارسال لینک آن

گزین گویه هایی از یوسف اباذری درباره رخداد دوم خرداد - قسمت چهارم

این نوشته نقل قولی است از گفته‌های دکتر یوسف اباذری که توسط امین بزرگیان (که تحصیلات خود را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گذرانده است) نوشته شده است و در تاریخ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388 در وبلاگ شخصی وی منتشر شده است. 

یوتوپیا، سیاست
یوسف اباذری

۲۸. جنبشی که از دهه 1960 آرام آرام شروع شد و در اوج خود در سال 1968 اروپا و حتی آمریکا را درنوردید، عملا بیش از یک سال در اوج نماند، اما به مدت چند دهه ایتالیا را درگیر خود ساخت. این جنبش آثار اجتماعی انکارناپذیری بر این کشورها به جای گذاشت، اما در ایتالیا بود که خواسته های دموکراتیک آن با منافع دولت و گروه های دست راستی و مافیا در تضاد قرار گرفت. اولین مرحله مبارزات سیاسی از اوایل 1960 شروع شد و تا اوایل 1970 ادامه یافت. در این دوره کارگران کارخانه، کانون اصلی جنبش های سیاسی را تشکیل می دادند. توجه دانشجویان و روشنفکران به کارخانه ها معطوف شد و بخش اعظم کارگران مبارز به این نتیجه رسیدند که فقط از طریق سازمان های مستقل سیاسی می توانند به پیروزی برسند؛ سازمان هایی که خارج از احزاب رسمی و اتحادیه های کارگری وابسته به آنها باشند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : نقل قول ها

گزین گویه هایی از یوسف اباذری درباره رخداد دوم خرداد - قسمت سوم

این نوشته نقل قولی است از گفته‌های دکتر یوسف اباذری که توسط امین بزرگیان (که تحصیلات خود را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گذرانده است) نوشته شده است و در تاریخ سه شنبه 4 فروردین 1388 در وبلاگ شخصی وی منتشر شده است. 

یوتوپیا، سیاست
یوسف اباذری

۲۲. قبلاً درباره خطوط کلی تفکر رانسیر سخن گفتم. در اینجا سعی می کنم آرای او درباره مساله شناسایی را مطرح سازم. تفکر رانسیر در این باره شباهت بسیاری به دیالکتیک خدایگان و بنده در پدیدارشناسی روح هگل دارد. در مبارزه ای برای مرگ و زندگی، فردی پیروز می شود و به خدایگان بدل می گردد و فردی دیگر شکست می خورد و بنده می شود. اما خدایگان خواستار آن است که بنده او را به خدایگانی بپذیرد. برای اینکه این شناسایی نابرابری تحقق یابد، خدایگان باید اساساً توانایی بنده برای شناسایی را بپذیرد. بنابراین در پس هر نوع سلسله مراتب اجتماعی، در پس هر نوع نابرابری نوعی برابری هستی شناسانه شناختی وجود دارد. به همین سبب رانسیر معتقد است شرط امکان نابرابری، برابری است. برای مدلل ساختن همین برابری است که رانسیر فلسفه سیاسی به طور کلی را مردود می داند؛ فلسفه ای که از زمان افلاطون بر اندیشه غربی حاکم بوده است. فلسفه سیاسی در صدد است جامه سلسله مراتبی را به کمک عقل توجیه کند و مدلل سازد که برای بقای جامعه وجود نوعی نابرابری ضروری است. رانسیر این منطق را منطق مغلوط logic of tort= logic of wrong می خواند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : نقل قول ها

گزین گویه هایی از یوسف اباذری درباره رخداد دوم خرداد - قسمت دوم

این نوشته نقل قولی است از گفته‌های دکتر یوسف اباذری که توسط امین بزرگیان (که تحصیلات خود را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گذرانده است) نوشته شده است و در تاریخ پنج‌شنبه 15 اسفند 1387 در وبلاگ شخصی وی منتشر شده است.

یوتوپیا، سیاست
یوسف اباذری

 ۱۶. سید محمد خاتمی یگانه کسی بود که این برابری نخستین را بازشناخت و در تمام طول مدت ریاست جمهوری خود بر آن پای فشرد. برخی یاران او که آهسته آهسته در شبه سیاست بورژوالیبرالی عصر حاضر فرو می رفتند و در نتیجه او را با ابزار تحلیلی این سیاست می سنجیدند، آرام آرام او را متهم کردند که نهاد نمی سازد، یا به عبارت رانسیری، قواعد انتظامی گری را رعایت نمی کند. آنان کمتر توانستند اهمیت این واقعه را بفهمند. حتی خاتمی در جایی که می خواست درک خود را از امر سیاسی فرموله کند، ناگزیر از واژگان عرفی سیاست استفاده می کرد، واژه هایی از قبیل شرکت شایستگان در اداره امور و جز آن. بعد از دوم خرداد واژگان بورژوالیبرالی یا تفسیر بورژوالیبرالی چنان رواج یافت که تفسیر هر امر سیاسی از بعدی دیگر به محاق تعطیل رفت. اگر از دیدگاه رانسیر به این تفاسیر بنگریم، باید اذعان کنیم که آنها به دوران سپری شده تعلق داشتند. فرهیختگان جوان مسلمان که راویان چنان تفاسیری بودند، نفهمیدند که به قول رانسیر سیاست به ندرت اتفاق می افتد. وفاداری خاتمی به این برابری نخستین او را از دیگران جدا می سازد.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : نقل قول ها

دکتر اباذری: لزوم تلاش برای جلوگیری از کاهش هژمونی دولت در دانشگاه

این خبر در تاریخ چهارشنبه 28 اردیبهشت 1384 در وبسایت انجمن جامعه‌شناسی ایران (isa) منتشر شده است.

دکتر یوسف اباذری عضو هیأت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با طرح این پرسش که ”آیا تحقیقات علمی انجام شده در ایران براساس یک اجتماع علمی انجام شده‏اند“ و ”آیا بالا رفتن رتبه علمی ایران در برخی رشته‏ها، در 10 سال گذشته به معنای تشکیل اجتماع علمی است“ گفت که پاسخ این پرسش‏ها منفی است.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : اخبار

گزین گویه هایی از یوسف اباذری درباره رخداد دوم خرداد - قسمت اول

این نوشته نقل قولی است از گفته‌های دکتر یوسف اباذری که توسط امین بزرگیان (که تحصیلات خود را در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گذرانده است) نوشته شده است و در تاریخ جمعه 9 اسفند 1387 در وبلاگ شخصی وی منتشر شده است. 

یوتوپیا، سیاست
یوسف اباذری
بخش اول

۱. مردم ایران بعد از انقلاب همیشه رای داده اند. هر بار که انتظار می رفته است آنان به سبب نارضایتی سیاسی و اقتصادی و ایدئولوژیک از انتخاب کردن سرباز زنند، به پای صندوق ها رفته اند و رای داده اند و ناظران سیاسی و مهمتر از همه، خودشان را دست پاچه کرده اند. اما دوم خرداد از سایر انتخابات ها متمایز است، زیرا بعد از انقلاب، یگانه موردی بود که کامیونیتی در انتخابات شرکت کرد؛ موقرانه و خاموش و آرام و شاد ساعتها در صف ایستاد و رای داد. عبارت کلیشه ای شرکت پیر و جوان و زن و مرد و سالم و مریض در این انتخابات تحقق یافت و به امری غیر کلیشه ای بدل شد. دوم خرداد به واقعه ای تبدیل شد که می توان انقلاب ۵۷ و وقایع بعدی را با آن سنجید. بعد از پیروزی انقلاب ۵۷، خشونت هایی بروز کرد که اکنون با معیار دوم خرداد، می توان گفت همه در بروز آن سهیم بودند و به همین سبب همه نیازمند طلب بخشایش از رفتگان و ماندگان هستند. بعد از دوم خرداد نیز خشونت هایی رخ داد که اگر نیک بنگریم، در خواهیم یافت چقدر زائد به نظر می رسند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : نقل قول ها

مطالعات فرهنگی، فضایی نو برای تعامل جامعه‏شناسی و سایر رشته‏ها

این خبر در تاریخ یکشنبه 6 دی 1383 در وبسایت انجمن جامعه‌شناسی ایران (isa) منتشر شده است.

گروه علمی ـ تخصصی مطالعات فرهنگی انجمن جامعه شناسی ایران فعالیت خود را آغاز کرد. در نخستین نشست این گروه که در ششم دی ماه سال جاری در سالن کنفرانس انجمن جامعه‏شناسیایران برگزار شد‏، دکتر پاینده، دکتر پایا، دکتر قانعی‏راد، دکتر ذکائی، دکتر شهابی، دکتر اباذری، دکتر ریاضی، دکتر معیدفر، دکتر کاشی، دکتر فاضلی و دکتر خانیکی حضور داشتند. 
این جلسه به بررسی ضرورت گروه مطالعات فرهنگی، سهم متقابل مطالعات فرهنگی و رشته‏های دانشگاهی مستقر، و همچنین انتخاب مدیر گروه اختصاص یافت.
گزارش: وحید ولی‏زاده

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : اخبار

ملاحظات جامعه شناختی درباره مرگ و بیماران سرطانی

این سخنرانی در تاریخ 4 بهمن 1386 در انستیتو سرطان ایران ایراد شده و در تاریخ 10 مرداد 1388 در ضمیمه روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است. متن سخنرانی توسط آقای محمد جواد علیزاده پیاده، ویرایش و ارجاعاتی به آن اضافه شده و از فایل ارسالی ایشان نقل می شود. 


مقاله حاضر متن سخنرانی یوسف اباذری است با عنوان: «ملاحظات جامعه‌شناختی در بیماران سرطانی» که در همایش سرطان و فلسفه در انستیتو سرطان ایران در تاریخ 4/11/1386 ایراد شده است. مقاله از فایل صوتی آن سخنرانی پیاده شده است و برای روشن‌تر شدن‌ مطالب، اصلاحاتی در بعضی جملات و عبارات صورت گرفته است.

محمد جواد علیزاده

1 من نه سرطان‌شناس هستم و نه طبیب، جامعه‌شناسی هستم که امیدوارم بعضی نکات را برای شما روشن کنم. همانطور که می‌دانید درباره ابعاد اجتماعی سرطان و بیماران سرطانی در ایران تحقیقات زیادی انجام نشده است و در نتیجه دست جامعه‌شناسان و حتی روانشناسان در این مورد تهی است. بنابراین من سعی می‌کنم اول مقدمه‌ای جامعه‌شناسانه در مورد مرگ و بیماران دم مرگ (محتضران) بیان کنم و بعد به بیماران سرطانی و وضعیت جامعه‌شناسانه پزشکی در ایران بپردازم. یکی از مهمترین کسانی که در مورد بیماری و بیماران دم مرگ مطلب نوشته است، جامعه‌شناس معروفی است به اسم نوربرت الیاس که بیش از نود سال عمر کرد و کتاب تنهایی محتضران را در هشتاد و چهار سالگی نوشت. او در این کتاب مُردن در عصر جدید را با مُردن در عصر قدیم مقایسه می‌کند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : سخنرانی ها

قلمرو آزادی را به قلب زندگی مردم بکشانیم

این خبر در تاریخ سه شنبه 3 خرداد 1384 در وبسایت شبستان (خبرگزاری تخصصی دین shabestannews) منتشر شده است.

گروه سیاسی: استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران گفت: اتوپیا در بطن هر جامعه‌ای وجود دارد، اما تحقق بخشیدن به آن مهم است.

به گزارش خبرگزاری شبستان، دکتر یوسف اباذری استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران اظهار داشت: ملزومات دموکراسی، آزادی، عدالت و قانون است و انتخابات دارای اهمیت فراوانی است.

وی به برخی نظریات دانشمندان و محققان در خصوص دموکراسی اشاره کرد و به ارزش و لزوم تکثر ارزشی در دموکراسی پرداخت.

اباذری با تاکید بر لزوم وجود احزاب، سندیکاها و اتحادیه‌ها برای اجرای عدالت و در نهایت دموکراسی گفت: بخش مهمی از اجرای عدالت و آزادی در دست NGO ها است، زیرا این بخش‌ها حیطه عدالت و آزادی را گسترش می‌دهند و مفهوم آزادی را به زندگی روزمره مردم می‌آورند.

وی با بیان این که در کشورهای اروپایی دموکرات، برای رسیدن به دموکراسی تلاش زیادی انجام شده است' افزود: اوتوپیا در بطن زندگی وجود دارد، اما مهم آن است که این اوتوپیا را تحقق بخشیم.

منبع: http://www.shabestannews.com/newsdetail.asp?newsid=33750

  
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٩:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

گفتگوی بهینه با غایت شدن "دیگری" رخ می‌دهد

این خبر در تاریخ 24 آباد 1386 در وبسایت خبرگزاری مهر (mehrnews) منتشر شده است.

استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، به شیوه‌های رابطه من و دیگری از دیدگاه گادامر اشاره کرد و گفت: از نظر گادامر گفتگو در جریان گشوده بودن است که رخ می‌دهد و زمانی ممکن است که دیگری غایت باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، دکتر یوسف اباذری، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران، سخن خود را معطوف به نظریات هانس گئورگ گادامر فیلسوف معاصر آلمانی درباره گفتگو کرد و گفت: آنچه در اینجا طرح می‌کنم نظریات گادامر است و البته بعدها می‌شود برگشت و درباره نظرات او بحث کرد که آیا به جامعه ما قابل اطلاق است یا نیست. اما دلیل انتخاب او این است که رابطه من و دیگری در کتاب مهم او، یعنی "حقیقت و روش" بروشنی طرح شده، ضمن آنکه گادامر سخت به سنت علاقه‌مند است و مخالف روشنگری است که می‌خواهد از سنت گسسته و اندیشه را بر عقل تجربی بنا کند. در نظر گادامر سنت چیزی است که باید مجدداً نو شود و از این رو ایده علم برین روشنگری غلط است. نزد گادامر سنت حقیقتی است که به صورت زبان و در دل تاریخ به ما می‌رسد و هر کدام از ما اگر بخواهیم به طوری به عقل مجرد پی ببریم خطا کرده‌ایم.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٩:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

جامعه‌شناسی ایران مدیون ترجمه‌های استاد ثلاثی است

این خبر در تاریخ 12 آبان 1386 در وبسایت خبرگزاری کتاب ایران (ibna) منتشر شده است.

نکوداشت محسن ثلاثی با عنوان «نقش ترجمه در گسترش مردم‌شناسی ایران» از سوی پژوهشکده مردم‌شناسی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری برگزار شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزای کتاب ایران (ایبنا)، مرتضی رضوان‌فر، رئیس پژوهشکده مردم‌‌‌‌شناسی در ابتدای مراسم، استاد ثلاثی را از جمله اساتیدی خواند که در دوره رکود تاریخ مردم شناسی چراغ مردم‌‌‌‌شناسی را با ترجمه‌هایش در این زمینه روشن نگاه داشت.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

نخستین نشست مشترک اهل اندیشه، هنر و ادب در مجموعه آسمان

این خبر در تاریخ 25 شهریور 1385 در وبسایت فرهنگستان هنر منتشر شده است.

هنر: گشایشی در دنیای چند رشته ای

«هنرمند، فیلسوف و ادیب هر کدام روایت خودشان را از هستی و آنچه پیرامونشان هست دارند. موضوعاتی که دست مایه هر کدام قرار می گیرد بحث مجزایی است که اگر چه در جهت رسیدن به عمق است، اما به طور منفرد و متفرق مطرح می شود و زمانی که این افکار در کنار یکدیگر قرار گیرد، می تواند مثمر ثمر باشد. »

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

جایگاه راوى در رمان معاصر - تئودور آدورنو

این مقاله که در شماره 7 و 8 فصلنامه ارغنون (زمستان 1374) به چاپ رسیده است، ترجمه‌ دکتر یوسف اباذری است از یادداشت جایگاه راوی در رمان معاصر  نوشته تئودور آدورنو که باواسطه از وبسایت حوزه (hawzah) متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور نقل می شود. 

وظیفه‏اى که بر دوش من نهاده شده تا در مدت زمانى اندک، تذکراتى در مورد منزلت فعلى رمان به عنوان شکل، (Novel as Form) بدهم، ناگزیرم مى‏سازد که بدون ملاحظه رفتار کنم و فقط یک جنبه از مسئله را برگزینم. جنبه‏اى که برگزیده‏ام جایگاه راوى است. در حال حاضر مشخصه این جایگاه پارادوکسى بودن آن است: دیگر قصه‏گفتن ممکن نیست، اما رمان به عنوان شکل نیازمند روایت است. رمان، شکل ادبى خاص دوران بورژوایى است. مبدا رمان تجربه جهان افسون زدوده در دون‏کیشوت است، و تجزیه و تحلیل هنرمندانه هستى صرف، هنوز قلمرو رمان است. واقع‏گرایى، (Realism) جزو ذاتى رمان به شمار مى‏رود. حتى رمانهایى که به لحاظ موضوعشان، (Subject matter) رمانهاى خیال، (Fantasy) محسوب مى‏شوند، تلاش مى‏کنند تا محتوایشان، (Content) را به گونه‏اى عرضه کنند که آشکار شود قصد آنها اشاره به واقعیت است. به سبب تحولى که شروع آن به قرن نوزدهم باز مى‏گردد و امروز بى‏نهایت‏سریع‏شده، این نحوه کار مورد شک و تردید قرار گرفته است. تا آنجا که به راوى مربوط مى‏شود، این جریان [ناگزیر] از منشور ذهن‏گراییى عبور کرده است که بر اثر آن هیچ مصالحى دست‏نخورده باقى نمانده است و در نتیجه، تذکر ژانر حماسه به عینیت‏یا انضمامى‏بودن مادى، (Gegenstndlichkeit Material Concreteness) از بنیان سست گردیده است. این روزها، کسى که اتکاى خود را به واقعیت انضمامى به شیوه فى‏المثل شتیفتر، (Stifter) ادامه دهد و انعطاف‏پذیرى، (Plasticity) واقعیت مادى اخذ کند - واقعیتى مادى که از صافى اندیشه گذشته و فروتنانه مورد قبول قرار گرفته باشد - ناگزیر به موضعى رانده مى‏شود که باید تقلید کند; تقلیدى که بوى تزئین از آن بلند است. چنین کسى باید بار گناه دروغى را به دوش کشد: دروغ عاشقانه رهاکردن خود به دست جهان که پیشفرض آن، آن است که جهان بامعناست; عاقبت کار چنین کسى در افتادن بى‏بازگشت‏به نوشتن رمانهاى عامیانه از نوع رمانهاى بازارى پر طول و تفصیل است. اگر از جنبه موضوع اثر نیز مسئله را بررسى کنیم مشکلات به همین اندازه بزرگ‏اند. همان‏طور که هنر نقاشى بسیارى از وظایف سنتى خود را به عکاسى سپرد، رمان نیز بسیارى از وظایف خود را به گزارش، ( Reportage) و رسانه‏هاى فرهنگسازى به ویژه سینما واگذار کرد. این امر به آن معناست که رمان باید توجه خود را به چیزى جلب کند که گزارش از پس آن برنمى‏آید. به هر تقدیر، برخلاف نقاشى، زبان بر آزادى رمان از موضوع، محدودیتهایى تحمیل مى‏کند و رمان را ناگزیر مى‏سازد که ظاهر گزارش را حفظ کند. جیمز جویس مصرانه عصیان رمان بر ضد واقع‏گرایى را با عصیان بر ضد زبان گفتارى، (Discursive) پیوند زد.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۸:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : ترجمه ها

گزارش همشهری آنلاین از نشست زن؛ شهر و رسانه

این خبر در تاریخ 30 بهمن 1385 در وبسایت همشهری آن‌لاین (hamshahrionline) منتشر شده است.

سومین نشست ماهانه مرکز تحقیقات و مطالعات رسانه‌ای روزنامه همشهری با عنوان زن؛ شهر و رسانه در سالن بتهوون خانه هنرمندان برگزار شد.

در این نشست سخنرانان [چکیده مقالات نشست زن؛ شهر و رسانه] با موضوع جنسیت در فضاهای شهری و نقش رسانه ها در تولید فضاها به سخنرانی پرداختند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

آیا متدلوژی مطالعات زنان و فمینیست ها جدا از یکدیگر است ؟

این خبر در تاریخ جمعه 25 آذر 1384 در وبسایت کانون زنان ایرانی (irwomen) منتشر شده است.

کانون زنان ایرانی - فریده غائب : تفاوت قائل شدن میان مطالعات زنان و فمینیسم عمده بحث میزگرد " نقد و بررسی متدلوژی فمینیستی بود .

در این میزگرد که در روز " زن و پژوهش " (چهارشنبه گذشته ) در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد ، مناظره میان یوسف اباذری و حسین کچوئیان درباره مطالعات زنان ، حاضران در جلسه را نیز به چالش کشاند .

یوسف اباذری استاد دانشگاه با اشاره به وجود تفاوت میان مطالعات زنان و فمینیسم می گوید : " مطالعات زنان ربطی به فمینیسم ندارد . و می توان آن را بدون تفکرات فمنیستی تشکیل داد ."

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

ضیاء موحد و یوسف اباذری از رابطه شعر و فلسفه سخن می‌گویند

این خبر در تاریخ 5 اردیبهشت 1386 در وبسایت خبرگزاری کتاب ایران (ibna) منتشر شده است. 

به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، دومین نسشت سال 1386 شهر کتاب مرکزی به نقد و بررسی کتاب شعر ضیاء موحد با نام «نردبان اندر بیابان» اختصاص دارد که هیوا مسیح، شاعر و یوسف اباذری، استاد دانشگاه تهران، همراه با شاعر به تحلیل این کتاب خواهند پرداخت. 

همچنین در این نشست درباره رابطه شعر و فلسفه نیز سخنانی ایراد خواهد شد که این موضوع به دلیل تخصص موحد در فلسفه و منطق و استفاده وی از شاخص‌های فلسفی در سرودن شعر است. 

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

دولت فرهنگى در گفت‌وگو با یوسف اباذری: موسوى اجازه پیشروى به جامعه مى‌دهد



این خبر در تاریخ شنبه 9 خرداد 1388 در روزنامه حیات نو  (اجتماعی) به چاپ رسیده است.

ستاد میر حسین موسوى روز چهارشنبه ششم خرداد در آغاز سلسله نشست‌هاى فرهنگى خود نشستى با حضور یوسف اباذرى از اندیشمندان و اساتید جامعه شناسى برگزار کرد. اباذرى در این نشست به تبیین مفهوم دولت فرهنگى پرداخت و بایدها و نبایدهاى پیش روى چنین دولتى را تشریح کرد.
یوسف اباذرى در آغاز بحث خود با اشاره به اینکه مفهوم «دولت فرهنگی» براى او نیازمند مداقه بیشترى است، خاطرنشان کرد: مفهومى که هگل از دولت در ذهن دارد، دولت یا جامعه اى اخلاقى است. او مى‌گوید نباید جامعه را رها کنیم و بنابراین به سراغ دولت در مفهوم یونان باستان مى‌رود و معانى اخلاقى و ارزش‌هاى آن را استنباط مى‌کند.

 

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٢:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

نیویورکف کابل: نشانه شناسی 11 سپتامبر

 

« امریکا حتی قبل از آن که کشف شود به نشانه مبدل شده بود. زمانی که کریستف کلمب قصد کشف امریکا را داشت، تصور و ایماژی از آنجا در سر داشت. امریکا برای او مکانی تخیلی بود. امریکا شاید یگانه کشوری است که قبل از کشف شدن یا ساخته شدن در تخیل ساخته شده بود. امریکا به عنوان نشانه زاییده شد. کریستف کلمب گمان می کرد که با کشف آنجا به کشف بهشت نائل خواهد شد. در واقع فیلمی هم که درباره کشف امریکا ساخته شد فتح بهشت نام گرفت. تخیل و ایماژ و نشانه سازی درباره امریکا همواره جریان داشته است و هنوز هم جریان دارد. جالب نظر آن که بنیانگذاران امریکا هم آن را بر اساس ایده ساختند. شما به هر کشوری که نگاه کنید، تاریخی داشته و حتی اگر تحولی یا تغییری اجتماعی یا سیاسی در آن رخ داده باشد، متکی بر تاریخ بوده است، اما بنیانگذاران امریکا با اتکا به نظریه فلاسفه ای از قبیل منتسکیو یا لاک و به طور کلی فلاسفه روشنگری، امریکا را به یک باره جعل کردند. قانون اساسی امریکا تجلی تخیل بود نه حاصل تاریخی پر فراز و نشیب.»
- از متن کتاب -

با عنوان فرعی کتاب زیاد موافق نیستم. « نشانه شناسی 11 سپتامبر». سوژه گفتگوی یوسف اباذری و مراد فرهادپور که پیاده سازی شده و به صورت کتاب منتشر شده است، بیشتر خود امریکا است و نه واقعه یازده سپتامبر. حتی به نظرم می آید که انتخاب عبارت نشانه شناسی، بیشتر به تمایل مردمان امروزی ناشی می شود که مایل اند، تفسیر ها، نظرات و ایده های خود و دیگران را الزاما در یکی از شاخه های شناخته شده (و البته آکادمیک) معرفت بشری جای بدهند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : کتاب ها

ترجمه‌ی یوسف اباذری درباره‌ی اورول می‌آید

 

این خبر در تاریخ 14 اردیبهشت 1387 در وبسایت کتاب نیوز (ketabnews) منتشر شده است.

"یوسف اباذری" کتابی را درباره‌ی "جورج اورول" همراه با مجموعه‌ای از مقاله‌ها و سخنرانی‌هایش منتشر می‌کند.

این جامعه‌شناس و استاد دانشگاه با بیان این‌که در جهان بی‌دیالوگ، راه عبور از بن‌بست‌ها، مونولوگ است و این‌ روزها می‌خواهد حرف نزند و تنها بنویسد و می‌نویسد، به خبرنگار ایسنا گفت: «کتابی درباره‌ی "جورج اورول" نوشته‌ی "ریموند ویلیامز" را منتشر می‌کند.»

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : اخبار

خرد جامعه شناسی

 

از نظر ما خرد جامعه شناسی از آنجا دارای اهمیت است که این خرد هیچ گاه تامل در کنش اجتماعی را از دست ننهاده است. یکی از مهمترین راههای ایجاد تعادل در خرده زیست- جهانهای جامعه فعلی پناه بردن به این خرد است، نه اختیار کردن فلسفه تجریدی و عرفان و دیدگاه زیباشناسانه.
اختیار چنین موضعی به ما اجازه می دهد که در جهان آشوب زده فعلی بتوانیم علم و حکمت عملی را با یکدیگر تلفیق کنیم و در کاستن آلام انسانها و بهبود و اصلاح جامعه موثر باشیم، یعنی یگانه هدفی که جامعه شناسی از بدو تاسیس، خود را وقف آن کرده است.
- از متن کتاب –

شباهت واژه ها، عبارات و حتی مفاهیم، سبب می شود که متون جامعه شناسی با متون فلسفی، عرفانی و اساسا هر متنی که سوژه آن انسان و اجتماع انسانی است تفاوت چندانی نداشته باشند.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : کتاب ها

ما و زلزله بم - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

این سخنرانی در دی ماه 1382 در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران توسط دکتر اباذری ایراد شده است که متن پیاده شده آن که ظاهراً به رویت وی رسیده بود، چند روز بعد در روزنامه شرق با نام "ما و زلزله بم" به چاپ رسید. متن حاضر از وبسایت پایگاه ملی داده‌های علوم زمین کشور (ngdir) نقل می شود.

جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران است . این سخنرانی در هفتم دی ماه دو روز پس از زلزله بم به دعوت انجمن اسلامی، در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ایرادشده و متن آن نیز قبل از انتشار به رؤیت اباذری رسیده است.
  سخن گفتن از آنچه در بم اتفاق افتاد ناممکن است، اما ما محکومیم که درباره آن سخن بگوییم. بنابراین ناگزیریم که در مرز میان معنا و بی معنایی، میان اخلاق و عدم اخلاق، میان مهربانی و سبعیت سرگردان بمانیم. ما باید سخنی با معنا درباره این رخداد بگوییم و نفس این سخن گفتن نوعی رفتار اخلاقی باشد و نشان مهربانی ما با قربانیان. اما درست زمانی که دهان به سخن گفتن باز می کنیم می بینیم کلمات می گریزند، نفس سخن گفتن به نوعی همدردی کلیشه ای و غیراخلاقی فرو کاسته می شود و مهربانی ما به نوعی خودنمایی بدل می شود که چیزی به جز سبعیت نیست.
  آنچه در این نوع رخدادها فرو می ریزد در و دیوار نیست بلکه زبان نیز هست. ما از لابه لای ویرانه ها تکه پاره هایی را بیرون می کشیم که زمانی انسان بودند. بنابراین ناگزیریم که از ویرانه های زبان نیز چیزهایی را بیرون کشیم که زمانی معنایی داشتند. رسم روزگار ماست که برای توصیف این رخداد از الفاظ فاجعه بار و دهشتناک «فاجعه» و فاجعه بارتر و دهشتناک تر از آن، «عمق فاجعه» استفاده کنند. کلیشه های «فاجعه» و «عمق فاجعه» برای هر آن کس که به جان انسان و جان زبان- این دو یکی بیش نیستند- اندک حساسیتی دارد نشان سرسری گرفتن همان رخداد است و در نتیجه نشان سبعیت و نامهربانی ما. آیا باید واژه ای جدید جعل کرد؟ جعل واژگان، خاص زمانه تنعم است نه زمانه عسرت. وانگهی اگر واژه ای نیز جعل کنیم دو روز دیگر به سرنوشت کلیشه های «فاجعه» و «عمق فاجعه» دچار نخواهد شد؟

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٧:۱۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : سخنرانی ها

رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگى - فصلنامه ارغنون

این مقاله نوشته دکتر یوسف اباذری است که در شماره هجدهم فصلنامه ارغنون به چاپ رسیده است. این شماره از فصلنامه ارغنون به موضوع مسائل نظری فرهنگ اختصاص داشته و در تابستان 1377 منتشر شده است که با واسطه از وبسایت حوزه (hawzah) متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور نقل می شود.

 

رولان بارت از سال 1954 تا سال 1956 مقالات ماهانه کوتاهى در Les Lettres Nouvelles به چاپ رساند.این مقالات ابعاد متفاوت زندگى روزمره و فرهنگ مردمى را مورد توجه قرار داده بود.آنچه این مقالات را از دیگر مقالات درباره فرهنگ جدا و منفک مى‏ساخت، سواى دید نافذ و نکته‏بین و کنایى بارت، روشى بود که او در نگارش این مقالات از آن سود جسته بود، روشى که او را قادر مى‏ساخت تا پودر ماشین لباس‏شویى و صورت گرتا گاربو و محاکمه دهقان متهم به قتل و نحوه برخورد جامعه ادبى با شعر شاعرى خردسال و برج ایفل و کشتى کچ و اسباب‏بازیها را توصیف کند.عنصرى که مقالات بارت را که به مواردى این‏چنین متفاوت پرداخته بود، یگانگى مى‏بخشید روشى فکرى بود که بارت به کار گرفته بود.تحلیل و تیزبینى و بصیرت شگرف بارت را نمى‏توان در نگارش این مقالات نادیده گرفت اما شیوه پرداختن او به این مسائل چنان نافذ بود که بعد از او نیز روش او را دیگران به کار گرفتند و اکنون کارى که بارت آغازکننده آن بود به احتمال قریب به یقین به یکى از تنومندترین و پربارترین شاخه‏هاى مطالعات فرهنگى بدل شده است.بارت در سال 1956 مقاله‏اى به نام «اسطوره در زمانه حاضر» (MythToday) نوشت که در آن روش و بینش و شگردهاى کار خود را توضیح داد.این مقاله که خود به شدت دشوار و دیریاب است، نیازمند توضیح است تا بتواند در دسترس قرار گیرد.فهم این مقاله از آن جهت مهم است که مطالعات فرهنگى در ایران که از روش پوزیتیویستى سترونى استفاده مى‏کند، کیلوها جدول و نمودار روى هم انباشته است‏بدون اینکه نکته درخورى بگوید.امید است که شیوه بارت و دیگرانى که در این دفتر گرد آمده‏اند کمکى هرچند ناچیز به پیشبرد این شاخه علوم انسانى بنماید، شاخه‏اى که همگان بسیار از آن سخن مى‏رانند و بسیارى مشتاق تحقیق و جستجو در آن هستند اما سرمشقى از آن در دست ندارند.منظور آن نیست که مقاله بارت یگانه یا حتى بهترین سرمشق است‏بلکه منظور آن است که بدون درک و جذب مهمترین شاخه‏هاى فکرى در حیطه مطالعات فرهنگى تلاشهاى اتفاقى راه به جایى نخواهند برد.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٦:٤٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : مقالات

همایش عدالت - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران

سخنرانی در همایش عدالت - دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران - تاریخ دقیق همایش مشخص نیست، اما به احتمال در سال 1386 برگزار شده است. موضوع سخنرانی عدالت با تکیه بر مسأله عدالت در مورد افغان‌های مقیم ایران است که از روزنامه هم‌میهن با واسطه از وبسایت آژانس خبری افغان ایرکا (afghanirca) نقل می شود.

زمانی که از من خواسته شد در این همایش سخنرانی کنم تصورم بر این بود که چیزی برای گفتن درباب عدالت ندارم. به میزبان همایش گفتم من واقعا چیزی درباره عدالت نمی‌دانم. از او اصرار و از من انکار که حرفی برای گفتن ندارم. 
به هر حال دعوت او را پذیرفتم و محتوای بحث را به دست تصادف سپردم. خاطرات دو سه هفته اخیر را که با خود مرور می‌کردم دیدم شاید بهتر آنست که درباره تجربه شخصی خودم در باب عدالت سخن بگویم. 

چندی پیش با یکی از دانشجویان افغانی به نمایشگاه کتاب رفته بودم. در حین صحبت با او متوجه شدم که هرچه صدایش می‌کنم چیزی نمی‌شنود. از او پرسیدم چرا جواب نمی‌دهی؟ گفت مرا به اردوگاه افغان‌ها برده‌اند و مورد اذیت و آزار قرار گرفته‌ام به همین جهت نمی‌توانم خوب بشنوم. 
با خود فکر کردم که این دوست عزیز من شیعه است و دانشجوی شیعه افغانی را گرفته‌اند و هر چه کارت‌های مربوطه را نشان داده وقعی ننهاده‌اند و او را به اردوگاه برده‌اند و پس از یک روز رهایش کرده‌اند. اینجا بود که موضوع بحث امروز خود را پیدا کردم. یاد حرف کوندرا در کتاب «‌جهالت‌» افتادم.

ادامه مطلب   
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ٦:٢٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۳٠
تگ ها : سخنرانی ها