آرشیو اینترنتی یوسف اباذری

بازدیدکننده عزیز این وبلاگ تلاشی است برای تهیه آرشیوی از مطالب اینترنتی مربوط به دکتر یوسف‌علی اباذری، استاد جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. این آرشیو اینترنتی صرفاً محلی است برای گردآوری نوشته‌ها و متون مربوط به وی و در انتخاب این مطالب سلیقه خاصی اعمال نمی‌شود. تمام مطالب با ذکر منبع نقل قول می شوند و انتشارشان در این آرشیو به معنی تائید محتوای هیچ یک از آنها نیست. در صورتیکه از مطالب، اخبار یا نوشته های مربوط دکتر یوسف اباذری آگاه می‌شوید، خوشحال می‌شویم که با ارسال لینک آن

مطالعات فرهنگی، فضایی نو برای تعامل جامعه‏شناسی و سایر رشته‏ها

این خبر در تاریخ یکشنبه 6 دی 1383 در وبسایت انجمن جامعه‌شناسی ایران (isa) منتشر شده است.

گروه علمی ـ تخصصی مطالعات فرهنگی انجمن جامعه شناسی ایران فعالیت خود را آغاز کرد. در نخستین نشست این گروه که در ششم دی ماه سال جاری در سالن کنفرانس انجمن جامعه‏شناسیایران برگزار شد‏، دکتر پاینده، دکتر پایا، دکتر قانعی‏راد، دکتر ذکائی، دکتر شهابی، دکتر اباذری، دکتر ریاضی، دکتر معیدفر، دکتر کاشی، دکتر فاضلی و دکتر خانیکی حضور داشتند. 
این جلسه به بررسی ضرورت گروه مطالعات فرهنگی، سهم متقابل مطالعات فرهنگی و رشته‏های دانشگاهی مستقر، و همچنین انتخاب مدیر گروه اختصاص یافت.
گزارش: وحید ولی‏زاده


مطالعات فرهنگی، فضایی نو برای تعامل جامعه‏شناسی و سایر رشته‏ها
 
مطالعه فرهنگی، ضرورت مطالعه بین رشته‏ای و مداخله در مسائل فرهنگی کشور
در نشست گروه علمی ـ تخصصی مطالعات فرهنگی دکتر شهابی با اشاره به اینکه ابتدا قرار بود انجمن بین رشته‏ای مطالعات فرهنگی به طور مستقل تأسیس شود، گفت: با پیشنهاد انجمن جامعه‏شناسی ایران،تأسیس گروه مطالعات فرهنگی در درون انجمن جامعه شناسی ایران در اولویت قرار گرفت.
وی افزود: یکی از آرزوهای ما جمع شدن این گروه در کنار یکدیگر بود و امروز بسیار از این موضوع خوشحال هستیم. و باید از تلاش‏هایی که تا کنون انجام شده تشکر کنیم، از جمله فصلنامه ارغنون و زحماتی که دکتر اباذری و همکارانشان در این زمینه کشیده اند. پژوهش هایی که در زمینه فرهنگ ، هنر و ارتباطات انجام می شود و قبل از آن هم در مرکز پژوهش های بنیادی همینطور در جنبه های آموزشی، راه اندازی گروه مطالعات فرهنگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی تأسیس موسسه ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات که هفته آینده اولین مجمع عمومی آن برگزار خواهد شد. 
دکتر شهابی در ادامه سخنان خود گفت: به تصور من در این جلسه نخست باید در مورد ضرورت تشکیل این گروه به یک نتیجه برسیم. باید بدانیم چرا کار بین رشته ای انجام می دهیم، و چرا اساتیدی از رشته های مختلف همچون فلسفه و مطالعات ادبی و جغرافیا و برنامه ریزی شهری و نقد ادبی و تئاتر و ... مشتاقند که در مورد مطالعات فرهنگی کارهای جدی صورت بگیرد. بهتر است امروز در بحث‏ها به این موضوع اشاره شود که اصولاً به دنبال چه اهدافی هستیم و در عین حال باید بدانیم آیا تنها لازم است به فکر شناخت باشیم یا در عرصه فرهنگی کشور نیز مداخله کنیم. همچنین باید بدانیم کدام حوزه‏ها هستند که می‏توانیم فعالیت‏های بین رشته‏ای با آنها انجام دهیم، چرا که از نظر من یکی از ظلم‏هایی که نظام دانشگاهی به ما کرده این است که رشته های مختلف را از یکدیگر جدا کرده است، مشکل دوم اینکه در حوزه‏های رشته‏ای تفکیک شده قرار گرفته ایم و از برج عاج خودمان بیرون نیامده ایم تا با مسائل فرهنگی کشور مواجه شویم و ببینیم که کجاها می توانیم مداخله کنیم. بهتر است بحثی نیز در مورد کاربرد مطالعات فرهنگی کرد و اینکه ببینیم در کجاها می توان در خدمت اهداف مربوط به خواسته های مردمی و جنبش‏های مدنی بود و از طرف دیگر از خواسته‏های مهندسی اجتماعی استفاده کرد. همچنین ضروری است اندکی هم در مورد مشکلات و چالش‏ها و موانعی که وجود دارد بحث کنیم و اینکه مطالعات فرهنگی چگونه می‏تواند حداقل این مشکلات را بشناسد و در کجاها می‏توان مداخله کرد. 
 
‏در حوزه جامعه‏شناسی فرهنگی افراد باید موضع مشخصی داشته باشند
در ادامه جلسه دکتر اباذرینسبت به تشکیل جلسات و گروه‏هایی به شیوه متداول و معمول انتقاد کرد و بر نیاز به تأملی دقیق بر گام‏های گروه تأکید کرد. 
وی گفت:از نظر من ضرورت تشکیل گروه احساس نمی شود. انجمنی به نام انجمن جامعه شناسی تشکیل شده است و زیر گروه‏هایی نیز همانطور که نام برده شد، در آن وجود دارد حال احساس می‏شود که حتما باید زیرگروهی به نام مطالعات فرهنگی نیز در آن وجود داشته باشد ولی من ضرورت چنین گروهی را احساس نمی کنم. علت آن هم بسیار مشخص است . جامعه شناسی فرهنگ مثل جامعه شناسی های دیگر که تاکنون بر روی آنها کار شده نیست. افراد در اینجا باید حتما موضع شخصی داشته باشند و این موضع را هم نمی توان از طریق گردآوردن افراد در حوزه های مختلف بدست آورد. افراد باید از قبل موضع خود را داشته باشند آن را اعلام کنند در حالی که من در ایران کسی را سراغ ندارم که در خصوص جامعه‏شناسی فرهنگ موضعی داشته باشد. در نتیجه تشکیل این گروه می شود گردهمایی چند نفر و تشکیل سمینارها و خواندن مقالاتی در این زمینه و به عبارتی ضرورت جامعه‏شناسی فرهنگ از این گروه در نمی‏آید و از نظر من تا زمانی که یک نشریهای چاپ نشود تا از طریق آن بفهمیم که در این گروه چه کار می‏خواهیم انجام دهیم و حول و حوش این قضیه چیست، نمی‏توانیم در این جلسات سخن مفید زیادی ارائه دهیم و جلسات صرفاً حالت معارفه پیدا می کنند. به عبارت دیگر به نظر من با این گونه جلسات نمی توان یک گروه فرهنگ تشکیل داد، این که افراد مختلف از دانشکده‏ها و رشته های مختلف بیایند دورهم جمع شوند ودر مورد تشکیل جامعه شناسی فرهنگ بحث کنند به تشکیل گروه فرهنگ نخواهد انجامید و مثال هایی که می‏شناسم هم این کار را نکردند مثلا زمانی که استوارت هال مکتب بیرمنگهام را تاسیس کرد بر مبنای قاعده و فکری آن را پایه‏ریزی کرد. شاید خوبی اینگونه جلسات این باشد که اساسا در مورد دشواری های تشکیل چنین انجمنی صحبت کنیم و نه چیز دیگری. چرا که قبلا هم اشاره کردم افرادی که به این جلسات می آیند باید حتما از قبل یک دیدگاه مشخص داشته باشند و چون نمی دانم اینجا هریک از افراد چه بینشی دارند پس نمی توانم نظری بدهم.
 
مطالعات فرهنگی، گامی برای برداشتن مرزبندی‏های تصنعی
دکتر پایندهبا توجه دادن به مشکلات کار بین رشته‏ای در دانشگاه‏ها خواستار ایجاد چنین پیوند‏های بین رشته‏ای شد. وی گفت: ماجرای مطالعات فرهنگی برای من از آنجا آغاز شد که در یکی از دانشگاه های لندن مشغول به تحصیل شدم و در آنجا متوجه شدم که تمام مرزبندی های تصنعی که برای رشته های مختلف در کشور ما قائل می شوند، در واقع وجود ندارد و اصلا دپارتمان بندی در دانشگاه های آنجا به معنایی که اینجا می‏بینیم نیست. مدت هاست از این گونه تفکیک‏ها خبری نیست درست همانگونه که در گذشته های دور در کشور خودمان هم مرسوم بود، مثلاً خیام هم نجوم می دانست وهم فلسفه و هم شعر می‏گفت و به عبارتی در همه این موضوعات دستی داشت. در نهایت هم قانع شدم که کار در حوزه علوم انسانی interdisciplinary است و ثانیا این که حتی اگر شما علائق صرفا ادبی هم داشته باشید برای فهم بیشتر متون ادبی هم باید حوزه مطالعات فرهنگی را بفهمید. نوع تحقیقات که در رشته نقد ادبی در دانشگاهی که من در انگلستان در آن مشغول تحصیل بودم ارایه می‏شد، دقیقا مطالعات فرهنگی بود مثلا یکی از دانشجویان درباره بازنمایی ابریشم در رمان و شعر انگلیس مطالعه می کرد و یا دیگری نمود و کارکرد هتل در رمان های انگلیسی را مورد بررسی قرار می‏داد. پیداست که برای انجام چنین مطالعاتی باید از رشته خودتان فرا تر بروید و مثلا با مطالعه مکاتبی چون فرانکفورت و ... با رشته مطالعات فرهنگی آشنایی پیدا کنید. من قصدداشتم در بازگشت به ایران همان تجربیات خودم را پیاده کنم اما از آنجا که دانشگاه در کشور ما یک هیأت کاملا مرده است لذا آگاهانه و تعمدا در مقابل ایده های من در خصوص ادغام رشته های علوم انسانی و کنار گذاشتن مرزبندی های غایی در این زمینه مخالفت شد. 
بارها به گروه ادبیات انگلیسی پیشنهاد دادم که برای پایان نامه های دانشجویان بهتر است از اساتید سایر رشته‏ها هم به عنوان راهنما و مشاور استفاده شود اما این نظر من سخت مورد انتفاد قرار گرفته و در نهایت هم با آن موافقت نشده است. به همین دلیل علایق خودم رادر ارغنون دنبال کردم. من با تشکیل چنین گروهی کاملا موافق هستم. و با تمام وجود از فعالیت های این انجمن حمایت می کنم ولو اینکه در ابتدای امر هیچ موضع مشخصی هم نداشته باشیم.
 
ضرورت همدلی نظری و گشودن فضایی برای تبادل اطلاعات
دکتر پایانیز با اشاره به تحولات اخیر در حوزه معرفت و نسبت به رواج هرج و مرج علمی در زیر نام مطالعات فرهنگی، هشدار داد. 
پایا در سخنان خود گفت: در سال‏های اخیر بسیاری از افرادی که در حوزه های علوم انسانی و اجتماعی درصدد برآمدند تا خود را با حوزه های همسایه نیز آشنا کنند و تلاش کنند که هم از جنبه های تئوریک سایر رشته‏ها نیز در مطالعاتشان استفاده کنند. یک مثال روشن در این زمینه "معرفت شناسی علم" است که سال‏های قبل بسیار پر ادعا مطرح شد و واکنش بسیار تند فلاسفه را برانگیخت. اما در حال حاضر در قرن 21 میان دیدگاه همدلانه‏تری فلاسفه به جامعه‏شناسان معرفتی وجود دارد. با این مقدمه باید عنوان کنم که اگر ما بتوانیم در این جلسات به نوعی همدلی نظری به معنای گشودن فضایی برای بده بستان اطلاعات دست یابیم، گام بزرگی برای رسیدن به رهیافت interdisciplinary برداشته‏ایم اما در این راستا باید خیلی از نکات را در نظر داشته باشیم که یکی از آنها هم همانگونه که دکتر اباذری اشاره کردند، داشتن برنامه های تحقیقاتی است و این موضوع در مورد مطالعات فرهنگی اهمیت بیشتری هم دارد چرا که در این رشته با عرض معذرت شارلاتانیزم بسیار رواج پیدا کرده است، که یک نمونه عینی آن را می توان در مقاله آلن سوکا مشاهده کرد. به همین دلیل هم من امیدوارم در این جمع شالوده ای را بریزیم که جلوی آنچه را که می تواند برای جامعه خطرآفرین باشد بگیریم تا بعدها برای جامعه آسیب ایجاد نشود.
پایا افزود: تأسیس یک گروه و یا انجمن تخصصی برای مطالعات فرهنگی قطعا می تواند بسیار تاثیر گذار بوده و اگر زمینه های لازم فراهم شود این مرکز می تواند در زمینه های مختلف اثرگذار باشد و از بیراهه رفتن در این رشته جلوگیری کند کما اینکه در حال حاضر پس از 20 سال، تازه در غرب نگاه های نقادانه به این رشته باب شده است و به نوعی شاهدیم آنها در حال بازگشت هستند. ما نباید دیگر اشتباهات آنان را تکرار کنیم و در این راستا این گروه باید در وهله اول بسیاری از مسایل را بین خودش حل کند و به عبارتی یکسری مقدمات را چکش بزند.
پایا در ادامه این نشست به این نکته اشاره کرد که ما یک گروه آکادمیک هستیم که می خو اهیم دور هم جمع شویم، ایده‏ها ونظریات یکدیگر را بشنویم و باب گفتگو را در باب فرهنگ بگشائیمو با نگاهی نقادانه به مسائل معاصر فرهنگی ایران بپردازیم. 
 
گفتگو، راهی برای شکل‏گیری الگوها در جامعه‏شناسی
دکتر قانعی‏رادنیز صحبت‏های خود را اینگونه آغاز کرد: «ایده آل من هم این است که همه ما به جایی برسیم که دارای یک الگو و پارادایم فکری باشیم. حال شاید این پارادایم فکری بیرمنگامی یا فرانکفورتی نباشد منتهی ویژگی اش این است که یک مجموعه به هم پیوسته ای از عقاید و آراء و ارزش‏ها و باورها در برنامه‏های پژوهشی با هم جمع شوند». 
وی افزود: علم اثر بخش، علمی است که بتواند یک مجموعه را دور هم جمع کند. در جامعه‏ای که الگوها وجود ندارد ما در این شرایط نیاز به گفتگو داریم و دکتر اباذری معتقدند که ما چون الگویی نداریم پس گفتگو هم نکنیم اما من معتقدم که حالا که الگو نداریم می توانیم مجموعه ای از ارتباطات و تعامل‏ها را با یکدیگر داشته باشیم و این به شکل گیری رشته های علوم اجتماعی و مطالعات فرهنگی کمک می کند. مطالعات فرهنگی معتقد است که آدمها حاملین ارزش‏ها و فرهنگ و نمادها هستند. بنابراین علم هم همین است. موضع داشتن در علم همیشه بوده و این شاید دگماتیسم نقاب دار باشد اگر فکر کنیم که یک موضع خنثی از بار عاطفی را اتخاذ کرده ایم. من یک نظر پان ایدئولوژیسم دارم که در مورد علم هم صدق می کند یعنی مطالعات فرهنگی این دید را به من داده است. اگرچه ما در این زمینه دیدگاه و موضع مشخصی نداریم اما همین گفتگوها به ما کمک می کند تا ما جامعه شناسی فرهنگی موضع دار را در این کشور رشد بدهیم و اینکه در آینده چه خواهد شد واین که از دل اینها بیرمنگام یا فرانکفورت در می آید و یا مطالعات فرهنگی بومی در می آید باید بگذاریم که آینده خودش این را نشان دهد. من برخلاف نظر دکتر اباذری معتقدم که ما قصد رسیدن به یک اجماع نظری را نداریم و شاید هیچ وقت هم به اجماع کامل نرسیم چون ما که یک حزب نیستیم و این یک انجمن است که اساتید گوناگون را از رشته های مختلف دور هم جمع کند. ما یک گروه پژوهشی منسجم نیستیم و بنابراین شرط رسیدن به یک همدلی تئوریک همانطور که دکتر پایا به آن اشاره کردند را هم نداریم و شاید هیچگاه به این همدلی تئوریک هم نرسیم. با این چارچوب حس می کنم که از قضا نداشتن یک موضع نظری خاص و فقدان موضع همان چیزی است که انجمن جامعه شناسی را برآن داشته تا این گروه را تشکیل دهد. چرا که اگر کسی موضعی دارد می تواند به طور مستقل هم کار خود را انجام دهد اما چون در جامعه موضعی وجود ندارد در مورد مطالعات فرهنگی می خواهیم به کمک سایر حوزه های اندیشه مواضعی را در این رشته شکل دهیم.
دکتر شهابیبا اشاره به اینکه مطالعات فرهنگی رشته ای است در حال گسترش و توسعه و هر جا که رفته محتوای بومی را تا حدی که به آنارشیسم نرسد حفظ کرده، ابراز امیدواری کرد که بتوان مشکلات فرهنگی جامعه ایران را تبیین کرد. 
وی همچنین در راستای مباحث طرح شده درباره موضع ها، گفت: نیازی نیست که برای آغاز یک کار خود را در یک قفسه خاصی طبقه بندی کنیم، چون از همین جاها انسداد پژوهشی هم بوجود می‏آید.
 دکتر اباذریدر توضیح صحبت‏های قبلی خود گفت: وحشتی که من دارم این است که بر این گروه نیز همچون خود انجمن که نوعی پوزیتیویسم حاکم است شود. و این حاصل بحث‏ها آن شود که هر کسی نظریه ای را مطرح کند و آمار و ارقامی در باره آن ارائه کند. اگر جایی تشکیل می شود یا افراد باید با هم همدل و هم رای باشند و اگر قرار باشد کار به اینجا بکشد که تنها یک سری نشریات و مجلات چاپ شود این جامعه شناسی فرهنگ نیست. انتقادی که به انجمن جامعه شناسی وارد است این است که برای اینکه بتواند همه را دور خود جمع کند به یک پوزیتیویسم بسیار خشک و بیهوده پناه برده است. 
انجمن جامعه‏شناسی یکNGO است که باید در آن بتوانیم از حق خودمان در مقابل برنامه هایی که دولت و وزارت علوم دائم به ما دیکته می کند دفاع کنیم. چون دولت دائم در حال ارائه طرح خودش به ماست و به دانشکده‏ها دیکته می کند که چه کار بکنند و چه کار نکنند و انجمن جامعه شناسی جایی است که ما می خواهیم در مقابل این موضوع بایستیم و بگوئیم که با این وضع جامعه شناسی به جایی نمی رسد اما در عمل انجمن جامعه شناسی بازتولید و تقویت آن چیزی است که وزارت علوم به ما می‏دهد و ما را به اینجا رسانده است. این یک دور باطل است که این دو مکان هر دو یکدیگر را تقویت می کنند. در حالیکه انجمن باید وزارت را وادار کند که به گونه ای این رشته نظری را به زندگی مردم وصل کند و آن را به یک مسئله زنده تبدیل کند. اساتید حاضر در این جلسه هر یک نظرات متفاوتی دارند و اگر این گونه بخواهد ادامه پیدا کند بین 4 تا 5 سال آینده به شعبه ای دیگر از انجمن جامعه شناسی تبدیل می شود. از نظر من این انجمن از لحاظ علمی کاملا نا موفق است و تاکید می کنم و دردی از ما دوا نخواهد شد.
 
تلاش برای تمرین گفتگو به شیوه دموکراتیک
دکتر خانیکیدر لزوم تشکیل گروه مطالعات فرهنگی گفت: در واقع یک تربیت دموکراتیک احتیاج است و اینکه دوستان بتوانند در جمع های دموکراتیک با هم گفتگو کنند حتی اگر این جمع‏ها کوچک باشند، مشکل اساسی مااین است که در خیلی جاها نمی توانیم دور هم جمع شویم. به نظر من برای پرسش دکتر اباذری هم می شود جواب پیدا کرد. من معتقدم جایگاه مطالعات فرهنگی در ایران بسیار خالی است. اگر بتوانیم در وزارت علوم مفهوم فرهنگ را تغییربدهیم خیلی از کارها آسانتر می شود. به عقیده من وقتی می خواهیم کار مطالعات فرهنگی انجام دهیم حتما باید رهیافت های جدید را وارد کشور کنیم و در کنار آن حتما به کارهای تالیفی در ایران فکر کرد و همچنین به مدون کردن کارهای عملی هم باید پرداخت.
 
جالی خالی نگاه سیاسی در مطالعات فرهنگی
دکتر کاشی نیز در نسبت میان مطالعات فرهنگی و علوم سیاسی اظهار داشت: خیلی از مباحثی که در علوم سیاسی از جنبه فرهنگی می توان به آن نگاه کرد و مطرح نمود مسائلی چون قدرت و امر سیاست خیلی بدیع است و برای این رشته بسیار مبارک است که این بحث‏ها صورت بگیرد اما از سویی هم به عنوان کسی که در دو سوی این رود ایستاده است باید بگویم که در رشته مطالعات فرهنگی هم چندان خبری از علوم سیاسی نیست و زاویه نگاه سیاسی در آن مفقود است و بیشتر جامعه شناسانه است در صورتی که احساس می کنم در بسیاری از مفاهیم قدرت و حیطه بسیار گسترده ای از موارد را می توان از این زاویه نگاه کرد. و امیدوارم این همکاری این ارتباط را بیشتر فراهم کند.
دکتر ریاضینیز اظهار داشت: اگر این مجموعه کمک کند به این که حوزه های متعدد حتی در شکل بسیار محدود خودش در چارچوب نظری به دیدگاه های نزدیک به هم برسند به نظر من کار بزرگی خواهد بود اما بخش دوم که کار مطالعاتی روشن است طبیعتا در کشور ما این کار از پائین به بالا صورت می‏گیرد و به نظر من نمی شود انتظار داشت که ما به یک دیدگاه نظری روشنی برسیم و بعد در حوزه عمل ببینیم که چهکاری را با این چارچوب نظری و تئوری انجام بدهیم.
دکتر ذکایی نیز با اشاره به راه گشایی‏ها و نوآوری‏های سنت مطالعات فرهنگی در مباحث جامعه شناختی و ارتباط متقابل و تأثیرات آنها در یکدیگر، به روش شناسی مطالعات فرهنگی اشاره کرد. در پایان بحث دکتر فاضلی نیز به سهم روش‏های مردم نگارانه در مطالعات فرهنگی پرداخت.
در پایان جلسه، شرکت کنندگان بر ضرورت تشکیل گروه مطالعات فرهنگی و پیگیری فعالیت‏های آن توافق کردند و دکتر شهابی نیز از جانب اعضای گروه به عنوان مدیر گروه مطالعات فرهنگی انتخاب گردید.
اعضای گروه مطالعات فرهنگی عبارتند از آقایان دکتر یوسفعلی اباذری، محمدعلی اکبری، حسین پاینده، محمدرضا تاجیک، حمیدرضا جلایی‏پور، هادی خانیکی، محمدسعید ذکایی، احمد رجب‏زاده، سیدابوالحسن ریاضی، محمود شهابی، نعمت‏اله فاضلی، بهزاد قادری، محمدامین قانعی‏راد و غلامرضا جواد کاشی. 
انجمن جامعه‏شناسی ایران برای همکاران خود در گروه مطالعات فرهنگی آرزوی توفیق در تولید و ترویج مفاهیم، ایده‏ها و روش‏های مرتبط در قلمروی مطالعاتی مزبور را دارد.

منبع: http://www.isa.org.ir/node/1370

  
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٥/۱
تگ ها : اخبار