آرشیو اینترنتی یوسف اباذری

بازدیدکننده عزیز این وبلاگ تلاشی است برای تهیه آرشیوی از مطالب اینترنتی مربوط به دکتر یوسف‌علی اباذری، استاد جامعه‌شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران. این آرشیو اینترنتی صرفاً محلی است برای گردآوری نوشته‌ها و متون مربوط به وی و در انتخاب این مطالب سلیقه خاصی اعمال نمی‌شود. تمام مطالب با ذکر منبع نقل قول می شوند و انتشارشان در این آرشیو به معنی تائید محتوای هیچ یک از آنها نیست. در صورتیکه از مطالب، اخبار یا نوشته های مربوط دکتر یوسف اباذری آگاه می‌شوید، خوشحال می‌شویم که با ارسال لینک آن

او هدف را درست نشانه رفته‌است

متن زیر سخنرانی پیاده و ویرایش شده یوسف اباذری است در حمایت از میرحسین موسوی که در جریان مبارزات انتخاباتی پیش از انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران (Juni 2009 - خرداد 1388) و در یکی از جلسات انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران ایراد شده است. اگر چه تاریخ دقیق ایراد سخنرانی مشخص نیست اما طبق بند اول نوشته ظاهراً به تاریخ انتشار آن (13 خرداد 1388 در وبسایت سرو) نزدیک است. این نوشته در روزنامه صدای عدالت (تاریخ نامعلوم) منتشر شده است و با واسطه از وبسایت سرو نقل می شود. 

چند روز قبل بود که دکتر یوسف اباذری به «موج سبز» حامیان میرحسین موسوی پیوست. او در جمع اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران از محسنات موسوی گفت و برنامه‌های سیاسی و اقتصادی‌ کاندیدای اصلاح‌طلبان را تحلیل کرد. سخنان اباذری بیشتر ناظر بر نخستین برنامه تلویزیونی – تبلیغاتی میرحسین موسوی بود که روز جمعه، اول خرداد ماه از شبکه یک سیما پخش شد. او همچنین از ضرورت تشکیل دو حزب بزرگ در کشور سخن گفت که در این صورت ساختار انتخابات دگرگون خواهد شد. آنچه در پی می‌آید متن ویرایش شده سخنرانی این استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران است.


 

***

امروزه فضای پیش از انتخابات در جهان‌، آمیزه‌ای است از انتقادی شدن و کارناوالی شدن.
بررسی تداخل این دو در همدیگر نیازمند اندیشیدن فلسفی و جامعه‌شناسانه است. اما به هر تقدیر باید این فضای انتقادی را ارج نهاد. متاسفانه در ایران بعد از انتخابات بنا به دلایل متعددی فضای انتقادی از میان می‌رود و جای آن را ستایش و گزافه‌گویی از یک سو و آه و ناله یا پرخاشگری از سوی دیگر می‌گیرد.
انتخابات در ایران متکی بر فعالیت احزاب نیست. افرادی در انتخابات کاندیدا می‌شوند و گروه‌ها و دسته‌ها و احزاب بی‌شمار - که نام برخی از آنها بزرگ است اما در عمل می‌توان اعضای آنها را در یک اتاق جمع کرد - به پشتیبانی از کاندیداها یا منازعه با آنها می‌پردازند. در چنین فضایی است که ناگزیر افراط و تفریط‌ها و ستایش‌ها و تقبیح‌های گزافه‌گویانه جای ارائه برنامه و نقد آن را می‌گیرد. البته کاندیداها برنامه‌هایی ارائه می‌کنند اما پشتوانه‌ای جمعی برای اجرای آنها وجود ندارد. بعد از دوم خرداد که پای جوانان و اقشار میانه به انتخابات باز شد و آنها رقیب رای‌دهندگان سنتی انتخابات در ایران شدند، این ادعاها گاه ابعاد رویایی پیدا کرده و کارناوالی شدن درحال بلعیدن فضای انتقادی است که خود دوم خرداد آن را به ارمغان آورده‌است.
برای توجیه ادامه این وضعیت و عدم نهادی شدن احزاب، اغلب مفسران بر روانشناسی اجتماعی مردم ایران تاکید یک سویه می‌گذارند: ایرانیان فردگرا هستند، آماده به کار گروهی نیستند، عمر دوستی و دشمنی‌شان بس کوتاه است، حب و بغض شخصی‌‌‌شان را بلاواسطه وارد حیطه سیاست می‌کنند و جز آن. تلاش روانشناسان برای تحلیل «علمی» این وضع و ارائه پیشنهادات «علمی‌تر» از سوی آنان برای اصلاح روان آحاد ملت ایران این وضعیت را وخیم‌تر می‌کند.
برای اصلاح وضعیت سیاسی به امید اصلاح وضعیت روانی ملت ایران، نشستن خطاست. قانون می‌تواند بیش از هر روانشناس اجتماعی دانشمندی به اصلاح این وضعیت کمک کند. می‌توان انتخابات را دو مرحله‌ای کرد. در مرحله اول احزاب فقط با نام خود می‌توانند در انتخابات شرکت کنند و مردم فقط نام حزب را بنویسند و در صندوق بیندازند، در مرحله دوم فقط دو حزب منتخب مردم می‌توانند در انتخابات شرکت کنند و در انتخابات مجلس در تمامی مراکز انتخاباتی کاندیدا معرفی کنند و در انتخابات ریاست جمهوری، هر کدام یک نماینده برای نشستن بر سریر ریاست جمهوری بگزینند. بدین ترتیب احزاب و گروه‌ها و دسته‌های مختلف ناگزیر می‌شوند با یکدیگر ائتلاف کنند و دو حزب بزرگ تشکیل دهند. آنان ناگزیر می‌شوند برنامه‌ای ارائه کنند و از آن برنامه چه در انتخابات مجلس و چه در انتخابات ریاست جمهوری دفاع کنند. علاقه‌مندان به سیاست می‌توانند در داخل این دو حزب آموزش ببینند و هر کاندیدایی لاجرم در سیاست درون‌حزبی، کارآزموده می‌شود و امکان صعود شهاب‌گونه فردی گمنام با برنامه‌ای نااستوار و نیازموده به ریاست جمهوری از میان می‌رود. بدین ترتیب ستایش یا تقبیح روانشناسی فردی کاندیداها جای خود را به نقد برنامه‌های آنها می‌دهد. این برنامه، شدنی است و تعارضی با قانون اساسی ندارد. هم اکنون بسیاری از دست‌اندرکاران سیاست در جست‌وجوی راه حلی برای ورود موثر احزاب به عرصه رقابت سیاسی در کشور هستند اما نمی‌دانند چه کنند؛ با اصلاح این پیشنهاد و تبدیل آن به قانون می‌توان به این وضعیت نامناسب خاتمه دارد.
کار شورای نگهبان نیز راحت‌تر می‌شود. در صورتی که خدای ناکرده آنها صلاحیت کاندیدایی را رد کردند حزب هم می‌تواند کس دیگری را به جای او بگذارد که موردپسند شورای نگهبان هم باشد.
بسیاری از فلاسفه سیاسی وجود دو حزب بزرگ را وضعیتی مطلوب می‌شمارند و برخی نیز از آن انتقاد می‌کنند. من از بررسی آرای آنها می‌گذرم و فقط در پاسخ به ناقدان سیاست دو حزبی می‌گویم که در طرح پیشنهادی همواره حزب سومی می‌تواند انحصار دو حزب را از میان ببرد و راه برای ورود اندیشه‌های جدید سیاسی باز است.
میرحسین در دوران نخست‌وزیری خود بخت آن را یافت که بی‌نیاز از درگیر شدن در مسائل مناقشه برانگیز سیاسی به مدیریت اقتصادی کشور بپردازد. موضع‌گیری‌های فعلی او نشان می‌دهد که سیاست مدار ورزیده‌ای نیز هست. او در سخنرانی انتخاباتی تلویزیونی خود کارگران، کشاورزان، دانشجویان (روشنفکران) و کارآفرینان را مورد خطاب قرار داده و از مشکلات و مصائب آنان سخن گفت. میرحسین نگران از هم پاشیدن وضعیت کشاورزی و صنعتی و فکری کشور است. او محق است. صرف‌نظر از هر سیاست دیگر دولت نهم، وضعیت نامناسب این حیطه‌ها نتایج وخیمی برای کشور دارد. می‌توان فرض کرد که نفتی گران نشده و صدوبیست‌وهفت میلیارد دلاری -که کشوری مثل ترکیه در آرزوی یک دلارش می‌سوزد- نصیب دولت نشده باشد. در این صورت است که می‌توان پی برد نابودی کشاورزی و صنعت چه ضربه‌ مهلکی بر پیکر کشور وارد کرده است و تبدیل دانشگاه‌ها به محل‌های گذران اوقات فراغت چه نتایج وخیمی دربرداشته است. نهیلیسمی که بعضی از مفسران می‌گویند جوانان به آن دچارند حاصل همین وضعیت هاست، دانشجو نمی‌داند بعد از تحصیل باید چه کند.
میرحسین تاکید کرد که نخستین وظیفه دولت، اصلاح سازمان کشاورزی و صنعت و یافتن کار برای دانشجویان فارغ‌التحصیل است. میرحسین که در دوران نخست‌وزیری خود کار جمعی را آزموده است به خوبی می‌داند که بدون پایین گذاشتن این اقشار و دخالت خود آنان در سازماندهی، کاری از پیش نخواهد رفت. هم اکنون کسانی که در راه سازماندهی مستقل کارگری می‌کوشیدند در بازداشت هستند. بدون کمک آنان چگونه می‌توان وضعیت صنعت تعطیل شده را سامان بخشید؟ هم اکنون نسبت بار تکفل یا نسبت بستگی در قیاس با دولت سازندگی پایین آمده است. به عبارت ساده‌تر اگر در آن زمان دو نفر امکان کار کردن داشتند، حتما می‌بایست به دو نفر دیگر نان می‌دادند، اما هم اکنون سه الی چهار نفر (من حداقل‌ها را می‌گیرم تا کسی را عصبانی و هیستریک نکنم) امکان کار کردن یافته‌اند.
از نظر جمعیت‌شناسان این وضعیت بهترین وضعیت برای خیزش اقتصادی است و کلیه کشورها که به جایی رسیده‌اند درست با همین ترکیب جمعیتی خیز برداشته‌اند.
درست در همین دوره است که صنعت و کشاورزی در حال نابودی است و دانشجویان فارغ‌التحصیل بیکارند. میرحسین هدف را درست نشانه رفته است. اسرائیل با وجود اینکه انواع و اقسام کمک‌ها را از آمریکا دریافت می‌کند، سخت نگران خودکفایی کشاورزی است زیرا خوب می‌داند که در غیر این صورت گرفتار خواهد شد اما ما کشاورزی و صنعت را رها کرده‌ایم. این را از محسنات میرحسین می‌دانم که در سخنان خود به فعالیت کارآفرینان تاکید داشت تا سرمایه‌داران و کارآفرینان بتوانند به گسترش تعاونی‌ها و فرهنگ تعاون یاری رسانند و ما را از مهلکه‌ای که سرمایه‌داران مالی ایجاد کرده‌اند رهایی بخشند.
اینان رانت می‌خوردند و فرار می‌کنند. سیاست توزیعی دولت نهم میدان را به دست این گونه سرمایه‌داران که مثل آفت به جان ملت ایران افتاده‌اند رها کرده است. شما پول را به دست مردم می‌دهید و آنان را که اقتصاد انتزاعی را نمی‌فهمند خرسند می‌سازید اما آنان می‌روند و با خریدن جنس چینی سرمایه‌داران رانت خوار و چینی‌ها را پروار می‌کنند.
تاکید میرحسین برعمق استراتژیک بخشیدن به ایران در سیاست‌های دفاعی تاکیدی خردمندانه است. ما زمانی ناگزیر شدیم جوانان خود را با دست خالی به میدان نبرد با اشغالگران و حامیان قدرتمند بفرستیم، اکنون به درستی در حال سازمان دادن به مرزهای دفاعی خود هستیم اما خطاست که گمان کنیم بهترین نوع دفاع فقط و فقط ساختن انواع و اقسام ابزار جنگی است. دشمن دیروز ما عراق، امروز می‌تواند بهترین دوست ما باشد و افغانستان که تهدیدی بالفعل بود می‌تواند یار مشفق ما باشد. در زمان فروپاشی شوروی، مردم آذربایجان در زمستان از ارس عبور کردند و به ایران آمدند اما اکنون مرزها بسته است. میرحسین به کنایه گفت: چرا می‌بایست سنگ آمریکای لاتین را به سینه بزنیم و فکری به حال همسایگان خود نکنیم. عمق استراتژیک بخشیدن به ایران یعنی اینکه مرزهای دفاعی ما عراق، افغانستان و آذربایجان باشد و نیروی نظامی ما در اختیار آنان قرار گیرد. این امر مستلزم چرخشی حقیقی در سیاست خارجی است. از دیگر محسنات میرحسین ارائه سیاست‌های حداقلی اما شدنی در زمینه آزادی‌های سیاسی و مدنی است. میرحسین باید بداند که این سیاست‌ها را فقط مردم می‌توانند تحقق بخشند. سیاست‌های حداکثری از تحقق این سیاست‌ها خواهند رویید. میرحسین بار دیگر می‌تواند رابطه از هم‌گسیخته مردم ایران را با واقعیت برقرار سازد.

 

منبع: http://sarve.ir/news/1225.php

 

  
نویسنده : علی رفیع ; ساعت ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٥/٢٥
تگ ها : سخنرانی ها