چیزهایی که حیوان ها از انسان ها می دانند - بخش دوم

این نوشته بخش دوم یادداشتی است از دکتر یوسف اباذری درباره نمایشگاه رعنا فرنود (فارغ التحصیل نقاشی از انگلستان و یکی از داوران دوسالانه نقاشی تهران در سال 1382) که در تاریخ 22 آذر 1389 در روزنامه شرق منتشر شده است و در نبود اصل نوشته در آرشیو وبسایت روزنامه شرق از وبسایت بانک اطلاعاتی نشریات کشور (magiran) نقل می شود.
چیزهایی که حیوان ها از انسان ها می دانند - بخش اول


این نوشته بخش اول یادداشتی است از دکتر یوسف اباذری درباره نمایشگاه رعنا فرنود (فارغ التحصیل نقاشی از انگلستان و یکی از داوران دوسالانه نقاشی تهران در سال 1382) که در تاریخ 21 آذر 1389 در روزنامه شرق منتشر شده است و در نبود اصل نوشته در آرشیو وبسایت روزنامه شرق از وبسایت بانک اطلاعاتی نشریات کشور (magiran) نقل می شود.
نوشته هایی شتابزده درباره نقاشی های جدید رعنا فرنود- بخش اول
نویسنده: یوسف اباذری
1- نقاشی های جدید رعنا فرنود غریبه با چشم و نامانوس با حواس و دیریاب با اندیشه اند. آنچه بر بوم نقش بسته است، چیزی از جنس «موجود» است. بعضی از آنها حیوان اند، بعضی انسان، بعضی نیمه حیوان نیمه انسان، بعضی عروسک کوکی، بعضی به فرشته می مانند، بعضی هم اشباح اند. در یک نگاه حیوان های فرنود واقعاً حیوان اند و انسان های او انسان. اما چنین یقینی نمی توان داشت. گویی هر یک نقاب و ماسکی بر چهره دارند. آیا می توان این نقاب ها را برداشت؟ زیر نقاب ها چیست؟ صورت، هیچ چیز، جمجمه مردگان؟ آنها در فضا غوطه ورند. اما این فضا، فضا نیست، نافضاست. منظورم این نیست که آنها لامکان اند که معنایی ترانساندانتال دارند. آنها رابطه ای ملموس با یکدیگر ندارند، حتی به ندرت به یکدیگر می خورند.
احساس ناامنی در تجربه زنانه از زندگی روزمره

این مقاله یک چندنگاری از دکتر یوسف اباذری، دکتر سهیلا صادقی فسایی (عضو هیئت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و دکتر نفیسه حمیدی (در زمان نگارش این مقاله خانم حمیدی، دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی نظری- فرهنگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده اند) با عنوان احساس ناامنی در تجربه زنانه از زندگی روزمره است که در شماره 20 از دوره 6 فصلنامه پژوهش زنان (زمستان 1387) به چاپ رسیده است و از وبسایت پایگاه نشریات الکترونیکی دانشگاه تهران نقل می شود.
هدف مقاله حاضر بررسی احساس ناامنی در تجربهای است که زنان از زندگی روزمره در فضاهای شهری دارند. اگرچه ممکن است فضاهای شهری مخاطرات گوناگونی را برای اقشار اجتماعی مختلف ایجاد کند، اما بهنظر میرسد زنان به دلیل داشتن بدن زنانهای که میتواند از سوی مردان با خطراتی چون تجاوز و اعمال خشونت مواجه شود، تجربه ویژهای از احساس ناامنی از زندگی در فضای شهری را تجربه میکنند و این تجربه در میان گروههای مختلف زنان و در طبقات اجتماعی مختلف، دارای برخی ویژگیهای مشابه است. برای تشریح این تجربه ویژه زنانه، در این مقاله به مصاحبه با چهل تن از زنان ساکن در شهر تهران پرداخته و از آنان خواستهایم که به تشریح نحوه مدیریت بدن خود در مواجهه با خطرات شهری و نیز احساس ناامنی حاصل از زندگی و آمد و شد در فضاهای شهری بپردازند.
برای دسترسی به فایل PDF به اینجا مراجعه کنید و سپس گزینه Download را انتخاب کنید و یا به اینجا مراجعه کنید و در بخش مربوطه به مقاله حاضر گزینه دریافت را انتخاب کنید.
منبع: http://journals.ut.ac.ir/page/issue-main-page.html?issueId=1000309
جامعه شناسی بدن و پاره ای مناقشات

این مقاله یک دو نگاری از دکتر یوسف اباذری و دکتر نفیسه حمیدی (در زمان نگارش این مقاله خانم حمیدی، دانشجوی دکتری رشته جامعه شناسی نظری- فرهنگی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده اند) با عنوان جامعه شناسی بدن و پاره ای مناقشات است که در شماره 23 از دوره 6 فصلنامه پژوهش زنان (زمستان 1387) به چاپ رسیده است و از وبسایت پایگاه نشریات الکترونیکی دانشگاه تهران نقل می شود.
چکیده:
موضوع بدن مبحثی است که در ادبیات پیشامدرن در قالبهایی مختلف و خصوصاً در مباحث دینی و الهیات مسیحی بدان پرداخته شده است. در این ادبیات غالباً بدن به¬عنوان عنصری منفی با قابلیت گناه و کجروی و مانع تعالی روح دانسته میشود. پس از آن نیز این نگرش در اندیشه غربی در قالب تقابلهای دوتایی ذهن/ بدن دنبال شد و این تقابل نیز به نوبه خود تقابلهای مرد/ زن، بدن مردانه، بدن زنانه، لذت متعالی، لذت پست را در پی داشت و طرفداران و مخالفانی یافت. این مقاله میکوشد تا پیدایش شاخهای از جامعهشناسی تحت عنوان جامعهشناسی بدن را تعقیب کرده و به طرح مناقشات نظری حول محورهای هستیشناسی بدن، تقابل ذهن/ بدن، مقوله نظارت بر بدن و ادبیات فمینیستی و موضوع بدن زنانه بپردازد.
برای دسترسی به فایل PDF به اینجا مراجعه کنید و سپس گزینه Download را انتخاب کنید و یا به اینجا مراجعه کنید و در بخش مربوطه به مقاله حاضر گزینه دریافت را انتخاب کنید.
منبع: http://journals.ut.ac.ir/page/issue-main-page.html?issueId=1000353
کلمه- کلمه/ کلمه- شیء (درباره غلط ننویسیم ابوالحسن نجفی)

این مطلب یادداشتی (=مقاله) از دکتر یوسف اباذری است درباره کتاب غلط ننویسیم (نوشته ابوالحسن نجفی) که در تاریخ دوشنبه 30 دی 1387 در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده است و از وبسایت همین روزنامه نقل می شود.
آقای ابوالحسن نجفی تاثیر مستقیم و غیرمستقیمی بر ادبیات ایران داشته است.تاثیرات مستقیم ایشان از طریق تحقیقات ممتاز و نوشته های انتقادی ایشان حاصل آمده است. تاثیرات غیرمستقیم ایشان از طریق تاثیر گذاشتن بر چند نسل محقق و رمان نویس و شاعر و مترجم.
ادامه مطلبحل مسئله
این مقاله در شماره 21 (مهرماه 1382، مجلد 11، شماره 1) فصلنامه نامه علوم اجتماعی منتشر شده است و از بخش نشریات وبسایت دانشگاه تهران نقل میشود.
در این مقاله نسبت میان حل مسئله جزءگرایانه یا اصلاحی با حل مسئله کل گرایانه یا یوتوبیایی سنجیده می شود و تغییر پارادیمی از اولی به دومی مورد تاکید قرار میگیرد. سپس نظریه سه جهان پوپر ارائه می گردد.هدف از ارائه این نظریه و یاری گرفتن از آرای لاکاتوش برای تکمیل آن -تصریح نقش طرحهای تحقیقاتی رقیب در حل مسئله و تاثیر نقادی بر پیشرفت علم است.در پایان با توجه به این مقولات نظری و ضعیت آکادمیک ایران به شیوه ای نقادانه بررسی می شود.
کلمات کلیدی: حل مسئله ـ علم ـ سه جهان ـ جزء گرایانه ـ کل گرایانه ـ طرح تحقیقاتی ـ وضعیت آکادمیک ـ معرفت عینی ـ نقادی
برای دسترسی به فایل PDF متن اصلی مقاله به اینجا رجوع کنید.
منبع: http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=2807
نوربرت الیاس و فرایند متمدن شدن

این مقاله در شماره 19 (بهار و تابستان 1381) فصلنامه نامه علوم اجتماعی منتشر شده است و از بخش نشریات وبسایت دانشگاه تهران نقل میشود.
عصر متمدن کنونی برای عدم اعمال خشونت بر دیگری، محدودیت ها و به یک معنا خشونت های بسیاری را در قالب آداب و قواعد رفتاری بر بدن تحمیل می کند. به نظر نوربرت الیاس، در عصر جدید، بشر دائما خود را کنترل می کند و تحت انظباط قرار می دهد. بر اساس این چارچوب تئوریک، خشونت درفوتبال را می توان به مثابه نوعی محل زندگی جسمانی در نظر گرفت. محلی برای تجلی و ظهور رفتارها و خشونت هایی که بطور معمول مجاز شمرده نمی شوند.
کلمات کلیدی: فرایند متمدن شدن ـ انظباط ـ خشونت توتالیتر ـ نوربرت الیاس
برای دسترسی به فایل PDF متن اصلی مقاله به اینجا رجوع کنید.
منبع:http://journals.ut.ac.ir/page/article-frame.html?articleId=2821
رولان بارت و اسطوره و مطالعات فرهنگى - فصلنامه ارغنون

این مقاله نوشته دکتر یوسف اباذری است که در شماره هجدهم فصلنامه ارغنون به چاپ رسیده است. این شماره از فصلنامه ارغنون به موضوع مسائل نظری فرهنگ اختصاص داشته و در تابستان 1377 منتشر شده است که با واسطه از وبسایت حوزه (hawzah) متعلق به مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی نور نقل می شود.
رولان بارت از سال 1954 تا سال 1956 مقالات ماهانه کوتاهى در Les Lettres Nouvelles به چاپ رساند.این مقالات ابعاد متفاوت زندگى روزمره و فرهنگ مردمى را مورد توجه قرار داده بود.آنچه این مقالات را از دیگر مقالات درباره فرهنگ جدا و منفک مىساخت، سواى دید نافذ و نکتهبین و کنایى بارت، روشى بود که او در نگارش این مقالات از آن سود جسته بود، روشى که او را قادر مىساخت تا پودر ماشین لباسشویى و صورت گرتا گاربو و محاکمه دهقان متهم به قتل و نحوه برخورد جامعه ادبى با شعر شاعرى خردسال و برج ایفل و کشتى کچ و اسباببازیها را توصیف کند.عنصرى که مقالات بارت را که به مواردى اینچنین متفاوت پرداخته بود، یگانگى مىبخشید روشى فکرى بود که بارت به کار گرفته بود.تحلیل و تیزبینى و بصیرت شگرف بارت را نمىتوان در نگارش این مقالات نادیده گرفت اما شیوه پرداختن او به این مسائل چنان نافذ بود که بعد از او نیز روش او را دیگران به کار گرفتند و اکنون کارى که بارت آغازکننده آن بود به احتمال قریب به یقین به یکى از تنومندترین و پربارترین شاخههاى مطالعات فرهنگى بدل شده است.بارت در سال 1956 مقالهاى به نام «اسطوره در زمانه حاضر» (MythToday) نوشت که در آن روش و بینش و شگردهاى کار خود را توضیح داد.این مقاله که خود به شدت دشوار و دیریاب است، نیازمند توضیح است تا بتواند در دسترس قرار گیرد.فهم این مقاله از آن جهت مهم است که مطالعات فرهنگى در ایران که از روش پوزیتیویستى سترونى استفاده مىکند، کیلوها جدول و نمودار روى هم انباشته استبدون اینکه نکته درخورى بگوید.امید است که شیوه بارت و دیگرانى که در این دفتر گرد آمدهاند کمکى هرچند ناچیز به پیشبرد این شاخه علوم انسانى بنماید، شاخهاى که همگان بسیار از آن سخن مىرانند و بسیارى مشتاق تحقیق و جستجو در آن هستند اما سرمشقى از آن در دست ندارند.منظور آن نیست که مقاله بارت یگانه یا حتى بهترین سرمشق استبلکه منظور آن است که بدون درک و جذب مهمترین شاخههاى فکرى در حیطه مطالعات فرهنگى تلاشهاى اتفاقى راه به جایى نخواهند برد.
ادامه مطلب
نظرات ()





