آیا متدلوژی مطالعات زنان و فمینیست ها جدا از یکدیگر است ؟

 

این استاد دانشگاه هدف اصلی مطالعات زنان را توانمند سازی زنان عنوان می کند که با فمینیسم فرق دارد . فمینیسم می خواهد بگوید که زنان یا تحت ستم هستند ، یا برابری ندارند و یا زنان بهتر از مردان هستند و در این مورد به جز مطالعه روی زنان می خواهد اصولی جداگانه ایجاد کند .

وی به متدلوژی فمینیستی اشاره می کند و می گوید:" از دهه 80 فمینیسم شروع به فلسفه سازی در باره خواست زنان و تفاوت هایشان با مردان می کند. فمینیست ها به دنبال پی ریزی مبانی فلسفی هستند. در این فلسفه متدلوژی مشخصی وجود ندارد . مثلا برای تحلیل کار های ژولیا کریستوا باید هگل ، فوکو و لاکان را خواند و به همین خاطر است که به تعداد اندیشمندان بزرگ فمینیست ، متدلوژی وجود دارد . اما در متدلوژی مطالعات زنان همان روش های تحقیق جامعه شناسی کفایت می کند ."

حسین کچوئیان ، استاد دانشگاه تهران با انتقاد از حرف های اباذری درباره مطالعات زنان می گوید :" مطالعات زنان عنوان معصومانه ای برای انتقال نظریه های فمینیستی است ."

در همین زمان یکی از حاضران کچوئیان را متهم به توهم توطئه می کند .

اباذری نیز به این سخن کچوئیان پاسخ می دهد :" باید بدانید از منظر تاریخی مطالعات زنان بعد از خیزش های فمینیستی ایجاد شد و اتفاقا منابع محافظه کار برای جلوگیری از این خیزش مطالعات زنان را ایجاد کردند ."

و باز دوباره کچوئیان در نقد این سخن مطالعات زنان در ایران را ثمره ای می داند که از مجرای فشار های بین المللی ایجاد شده است . و برای تأیید حرفش حاضران را به بررسی پایان نامه های مطالعات زنان ارجاع می دهد تا نشان دهد این رساله ها آیینه تمام نمای نظریات فمینیستی هستند .

سوسن باستانی عضو هیأت علمی دانشگاه الزهرا یکی دیگر از سخنرانان این میزگرد در پاسخ به کچوئیان می گوید :" ما از جریان های جهانی جدا نیستیم . اگر شما روال تحقیقات انجام شده را دنبال کنید خواهید دید موضوعات تحقیقات ، تحت تأثیر جریانات جامعه بوده است . بعد از انقلاب اسلامی اکثر پایان نامه ها روی متفکرین مسلمان بود . در مقطع دوم خرداد موضوعات به سمت مشارکت اجتماعی سوق یافت . این روز ها هم مسائل زنان دغدغه شده است ."

وی در ادامه می افزاید:" به نظر من ما در این جریان ساخته می شویم. همان قدر که جامعه شناسی مرد محور محدودیت دارد محققان زن نیز محدودیت دارند . بنا بر این باید دید که مسائل زنان در کنار مردان چگونه است ؟ آیا دنیای واقعی زنان دنیای واقعی مردان هم هست ؟ "

باستانی با خلاصه کردن متدلوژی فمینیستی در پنج محور می گوید:" زنان اساس تحقیقات فمینیستی هستند و از دید پژوهشگر فمینیست جنسیت عامل فراگیر است .

همچنین در تحقیقات فمینیستی بر تجربیات زنان تأکید می شود. پژوهشگران این حوزه معتقدند در علوم اجتماعی سنتی ، تجربه مردانه مورد توجه بوده و هر آنچه تعمیم داده شده تجربه مردان بوده است . حال آنکه فمنیست ها معتقدند تجربیات یگانه و واحد نیستند بلکه متغییر و پویا هستند .

شاید همین نحوه ورود فمینیست هاست که کچوئیان را وادار می کند موج انتقادش را به فمینیست ها ادامه دهد و به امکان عدم داوری عقلانی اشاره کند. به عقیده او نحوه ورود فمنیست ها به بررسی مسائل ما را به طور الزام آوری به سوی نسبی گرایی مطلق می برد .

کمبود وقت اجازه پرسش را از حاضران گرفت و افراد در حالی تالار ابن خلدون دانشکده علوم اجتماعی تهران را ترک کردند که بالاخره نفهمیدند آیا متدلوژی مطالعات زنان و فمینیست ها جدا از یکدیگرند یا نه ؟

منبع: http://www.irwomen.info/spip.php?article4280 

 

/ 0 نظر / 75 بازدید