هزارگونه سخن در دهان و لب خاموش

 

مراسم نکوداشت دکتر یوسف اباذری جامعهشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در آستانه 60 سالگیاش، به همت اعضای انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در تالار ابن خلدون این دانشکده برگزار شد. مراسمی متفاوت که در آن دانشجویان به انتقاد از اباذری پرداختند، کاریکاتورش را به او هدیه دارند و با اجرای تئاتری وجوه فکری او را در قالبی طنز به تصویر کشیدند و نهایتا لوح تقدیری با مضمون کلیشههای گفتاری استاد به او هدیه کردند. مراسم بزرگداشت «روشنفکر» بیشتر از آنکه حالت رسمی داشته باشد، حالت روشنفکرانه و غیر رسمی داشت. استقبال از این مراسم تا حدی بود که از همان ابتدا سالن پر از جمعیت شده بود. دکتر جمشیدیها رئیس دانشکده علوم اجتماعی اولین کسی بود که در جایگاه سخنران جای گرفت. جمشیدیها با بیان اینکه با او هماهنگیهای لازم برای برگزاری این مراسم نشده گفت: «برگزاری این مراسم ممکن است برای من مسائلی به وجود بیاورد. شاید این سوال را از من بپرسند که چرا اول دکتر اباذری. بر چه اساسی او برای اولین نکوداشت انتخاب شده است.» همچین وی معتقد بود هماهنگی به موقع با او باعث میشد که برنامه با همکاری و کمک دانشکده انجام میشد. سخنران بعدی دکتر قانعیراد بود که به عنوان نماینده انجمن جامعهشناسی سخن میگفت. قانعیراد در ابتدا از دیر خبردار شدن خود از این مراسم انتقاد کرد و گفت: «دکتر باذری در جامعه­شناسی تکلیف خود را با پارادایمها مشخص کرده است با این ویژگی است که به او برچسبی برای طرفداری از مکتب و گروه خاصی نمیچسبد. از تعلق به نحلهای و مکتبی خاص نترسیده است.» او یکی از نکات مهم در روش پژوهشی اباذری را تمرکز وی در یک موضوع و یک حوزه پژوهشی دانست؛ «شاید دکتر اباذری کمکار بوده باشد اما نکته با اهمیت این است که او تنها بر یک حوزه پژوهشی تمرکز داشته است. کتاب «خرد جامعهشناسی» اباذری الگویی برای این روش است.» دکتر قانعیراد سپس با اشاره به جایگاه اباذری در حوزه نظریه انتقادی گفت: «یکی از مشکلات نظریه انتقادی مشخص نبودن مرزهاست. مکتب انتقادی که اباذری در چارچوب آن کار میکند مکتب انتقادی هنجاری است که معیارهایی دارد و اینطور نیست که تنها رویکرد شالودهشکنانه داشته باشد.» وی دلیل برگزاری این نکوداشت را این دانست که اباذری یک برنامه پژوهشی را شروع کرده و میتواند برای فضای دانشگاهی و علمی مفید باشد. پس از سخنان دکتر قانعیراد، اساتید کنونی و شاگردان گذشته دکتر اباذری در جایگاه میآمدند و درباره او میگفتند. برخی خاطره و برخی دیگر از جایگاه او سخن گفتند. دکتر شهرام پرستش با بیاناینکه هیچگاه برای سخنرانی کردن در هیچ مکانی ترس و نگرانی نداشته است، اما برای حرف زدن از دکتر اباذری واقعا استرس داشته است. دکتر عباس کاظمی از نسلی در جامعهشناسی ایران سخن گفت که تحت تاثیر دکتر اباذری است. او به شاگردی دکتر اباذری افتخار کرد. پس از کاظمی، این خود یوسف اباذری بود که در میان تشویق ممتد حضار به روی سن آمد و با اشاره به شیطنت نهفته در الفاظی چون "نکوداشت" و "بزرگداشت" گفت : «آنچه از معنی این الفاظ بر می آید این است که شخص، خودش "بزرگ" و "نیکو" نیست، بلکه جمع او را بزرگ و نیکو می دارد و من نیز این شیطنت را می پذیرم.» این استاد جامعهشناسی پس از تشکر از برگزارکنندگان این مراسم، دلیل کم­کاری خود در این سالها را چنین بیان کرد: «شاید کمکاری من به این دلیل بوده که توانایی انجام کارهای دیگر را در خودم نمیدیدم و ترجیح میدادم که تنها به شغل ساده معلمی قناعت کند. باید بگویم از صمیم قلبم هم همین شغل را به باقی کارها ترجیح می­دهم.» قدر و منزلت اباذری در هیئت روشنفکر و اکادمیسن آنقدر بود که دو تن از اعضای شورای شهر تهران فارغ از گرایشهای سیاسی برای او دسته گل فرستادند. احمد مسجد جامعی بادداشتی نیز بهعنوان پاسداشت اباذری در ویژهنامه مراسم نوشته بود. اگرچه سابقه رفاقت احمد مسجد جامعی با اباذری به مجله ارغنون و ترجمههای ماندگار اباذری در آن مجله بازگردد، اما دستهگل حبیب کاشانی نشان داد که می توان در همین فضای سیاسی، سیاست را در نوردید و علم را پاس داشت. در پایان مراسم هدیهای از طرف انجمن اسلامی دانشکده علوم اجتماعی به دکتر اباذری تقدیم شد. در این مراسم دکتر جلاییپور، دکتر ضیا هاشمی، دکتر صدیق سروستانی، دکتر غلامرضا کاشی و عباس عبدی و تعدادی دیگر از اساتید برجسته دانشگاه تهران حضور داشتند.

 

منبع: http://alibozorgian.blogsky.com/1389/02/21/post-238

 

/ 4 نظر / 284 بازدید

مثل دکتر کاظمی افتخار میکنم که شاگرد اباذری ام

کبوتر

هزار باده ناخورده در رگ تاک است.......

peyman

سلام انصافا چی می نویسی دکتر